الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
334
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
كه ( شغل ) با ضمّه حرف اوّل و دوّم هر دو خوانده شده . شُغِلَ : سرگرم شد ، كه به صورت - أشغل گفته نمىشود بلكه مىگويند شُغُلٌ شَاغِلٌ . ( جمع شغل - أَشْغَال - است و اين واژه در سرگرمى زياد به كار مىرود ) . شفع : الشَّفْعُ : پيوستن و ضميمه شدن چيزى است به همانند خود كه به جاى - مشفوع - شفع - گفته مىشود . در آيه : ( الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ - 3 / فجر ) گفته شده - شفع - يعنى : مخلوقات و آفريدهها چون پديدههائى تركيب شده و مركب هستند ، چنان كه گفت : ( وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ - 49 / ذاريات ) . و - وتر - همان خداى تعالى است چون از هر جهت وحدت دارد و - احد - است . و نيز گفته شده - الشَّفْعُ - روز عيد قربان است چون روز ديگرى كه - الوتر - يا روز عرفه است به دنبال آن مىآيد ، يا اينكه الشَّفْع فرزند آدم و - الوتر - خود آدم ابو البشر ، زيرا از پدرى تولد نشده . الشَّفَاعَة : پيوستن به ديگرى براى اينكه يار و ياور اوست و درخواست كننده از او - بيشتر كاربرد شفاعت يعنى پيوستن و انضمام به كسى كه از نظر حرمت و مقام بالاتر از كسى است كه مادون اوست كه مورد شفاعت قرار مىگيرد و از اين معنى شفاعت در قيامت است . در آيه : ( لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً « 1 » - 87 / مريم ) و آيه : ( لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً - 26 / نجم ) يعنى : شفاعتشان از چيزى بىنيازتان نكند . ( لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ - 109 / طه ) .
--> ( 1 ) جز كسى كه از خداى رحمن عهدى دارد ، ديگرى داراى شفاعت نيست و آيه : ( لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ - 109 / طه ) شفاعت در پيشگاه او سود ندهد مگر از كسى كه اجازه شفاعت به دو دهد .